فاطميه - اگر تنها ترين تنها شوم باز خدا هست ...

+ فاطميه

 



دل غريب من از گردش زمانه گرفت


به ياد غربت زهرا شبي بهانه گرفت


ز پشت پنجره ها ديدگان پر اشکم


سراغ مدفن پنهان و بي نشانه گرفت


نشان شعله و دود و نواي زهرا را


توان هنوز زديوار و بام خانه گرفت


 چه گفت فاطمه را بوتراب باور کرد


شبي که چوبه تابوت را به شانه گرفت