مهدي موعود - اگر تنها ترين تنها شوم باز خدا هست ...

+ تقديم به او که منتظرترين است

بسم الله ارحمن الرحيم


 


تقديم به او که منتظرترين است


 


           بايد اي دل اندکي بهتر شويم        يا نه اصلا آدمي ديگر شويم


 


دل گرفته و غمين است ، از دوري مي نالد ، به روي خودش نمي آورد ،


حتي رخصت باريدن به چشمها را هم نمي دهد


واشکها از همان جايي که سرچشمه مي گيرند از شدت حرارت پلکها تبخير مي شوند و من فقط سوزشي تلخ را احساس مي کنم .


 


مولاي خوبم


عرصه  زندگي خيلي تنگ شده است.


فاصله ها هر روز بيشتر مي شود و دردها نيز .


بعضي از ما آدمها در وانفساي زندگي خيلي چيزها را از ياد برده ايم .


 


زندگي يمان بي تو از مردن بدتر است و اين جامه ها که بر تنمان است از دو صد عرياني خوارتر . بي تو ...


 


انقدر بال و پرهايمان در زير چرخ زندگي که هر لحظه فشارش را بر خودمان بيشتر مي کنيم خسته و شکسته است که حتي آرزوي پرواز نيز از زندگي مان رخت بر بسته است .


بار سنگين گناهانمان زمين گيرمان کرده است .


روزگار سختي است ، دوران محنت باري است اين دوران غيبت و تنهايي .


هر روز غروب جمعه است اينجا و امان از غروب جمعه امان !


 


روياي آمدن تو و لحظه لحظه هايي که بر جهان حکمفرمايي مي کني ، آنقدر قشنگ است ، آنقدر زيبا و شور آفرين است که وقتي به آن فکر مي کنم تمام دردهايم را فراموش مي کنم و دوست دارم کاري کنم کارستان .


 


کاش مرواريد اشکها زنگار گناهان را از آينه دل بشويد و نا خالصي هايم آب شود.


کاش مي دانستم ره گذر کدامين کوي و برزني تا چشمهايم را سنگفرش کوچه هاي عبورت کنم .


کاش مجال سفر کردن بيابم و ناي هجرت ، هجرت از اين بيراها ها و سفر به عمق دنيای عشق .


 


یا رب دعای خسته دلان را مستجاب گردان


 


 شاعر : فاطمه مفتخر زاده


 


+ گل نرگس

به نام او


 


اي مظهر تمام زيباييها اي گل نرگس سالهاست که انتظار تو را ميکشم. من همراه با آسمانها و زمين دعاي فرج تو را ميخوانم تا شايد ظهور کني و مرهمي بر اين دل زخم ديده از روزگار بي‌انصاف باشي .


 


 


 


آخه ميدوني آقا خيلي از اين زمونه پست دلم به درد اومده. از اين زمونه‌اي که هر کس براي پيشرفت حاضره عزيزترين کسشو قرباني کنه. زمونه‌اي که شرف و انسانيتو با حساب بانکي اندازه‌گيري ميکنن. آقا جون در تنهايي خودم با تو نجوا ميکنم و به نمازت مي‌ايستم. در سجده عاشقي با تو نجوا ميکنم واشک ريزان فرج تو را از خداوند  ميخواهم. اي گل زهرا بيا و درد دل مارا دوا کن که ما براي ديدنت بي قراريم.


 


 به اميد ظهور


 


 نويسنده : احمد آقا


+ در ولي عصر همه کس هست جز ولي عصر

بسم الله الرحمن الرحيم


نامه اي غريبانه


اي آنکه ز غم اشک دلم هم جهت ياد تو باد


مونس غمکده ما رخ زيباي تو باد


شهر ياران همه اند در طلب مسلک و جاه


جاي ما تازه رهان در ره رجحان تو باد


سرمه ديده ما خاک ره پاي تو باد


عالم کون و مکان مست تولاي تو باد


 


سر پردردسرم ، سمت و سوي دلکم ، به سرايت شوم آخر ، بدهي بال و پرم ، مي خورد صبح و شبم خون جگرم ، کنم از اشک روان تر بدنم که چرا غافل از آن ماه دل آويز منم ، خود غمين از ستمم ، آن ستم ها که بکردم به جفا در سحرم ، آن سحرها که برفتم به خطا در ره خواب ، غافل از ياد تو و مهر دل افزاي تو اندر ره احسان به تنم


 


سعي مي کردم به ره اندر غلط اي حجت حق بهر صفا سوي منا ، تو صفا بودي و ما ز خطا در ره مروه به دعا


                                                        


تو همان نور صفايي ، تو همان مصلح جاني ، تو اميد دل مايي ، تو از دل پر درد و غمم مهر و صفا بستاني


 


جان من رام تو باد ، شيره ام راه تو باد ، سخن از نام تو بود ، دلبري کار تو بود ، دست حق يار تو بود ، عشق ما ياد تو بود ، ياد کن از غم آدينه ما ، ز نفس هاي غم آلوده ما ، از همان روز کذا ، که برفتي به خفا ، محو گشتي به قضا ، از پس آن جور و جفا ، خالق هر دو جهان کرد بيان ، که تويي حجت اين جان به عيان ، طاقتم مرد در اين فصل خزان که در آن خلق جهان همه اندر پي نان ، دائما خوش گذران ، همگي سست و خرامان ، بي جهت خرم و خندان ، فصل نابودي انسان ، فصل خاموشي رندان


 


فصل ظلم و ستم و آتش و زندان


خور و خواب و خشم و شهوت بشدست مذهبشان


فکر خون خواري هم اندر سرشان


کشتن و بستن و بردن شده بازيچه شان


اي سياهي ، اي سياهي که بردي به تباهي


دست در دست هم اندر پي جايي


که در آن مفسده ها پيش براني


آتش جنگ برافروزي و عسرت بنشاني


شرم از اين همه ظلمت تو نداري


خون هر بي گنهي از تن هر مرد و زني


فرش راه قدم ظلم و ستم مي خواهي


 


تا تواني ز همان خون تو خوراني ، به کساني که جواني ، صرف عصيان و تباهي ، خرج عياشي و لاتي ، بنمودند به هر کوچه و راهي ، آقا جان پس تو کجايي ؟ دل ما بتکده شد ، بت مال و بت ثروت ، بت جاه و بت عشرت ، بت شهوت ، روزگارم پر حيرت ، مردمان را همه بسي بي تفاوت ، بي غيرت ، دختران هم تهي عفت ، خانه ها سر به فلک سخنان همگي دوز و کلک ....


 


و گر هم هر سخني را که بگويي تو به راست ، بانگ مردم به درآيد که خطاست ، خط کج گشته هنر ،بي هنر ها همگی خوب و هنرمند شدند ، چه لباسهای کذا ، گویند قلبهامان آینه است ، دلمان پاک است اما ، چه گویند اینها که دلشان همچو ظاهرشان آلوده است ، چه خیابان ها و چه کوچه ها که نام تو در آنجا نهادینه شده ، اما خبر از اسم و نام و یاد تو فرومایه شده ، در ولی عصر همه کس هست جز ولی عصر (عج)


 


آقا جان ،   


ما همه منتظریم که سر به فدای تو دهیم ، تا که جان بر قدمت باز دهیم ، تا که مهمان سرای تو شویم ، باز گوئیم که تو ای سرور ما رهبر ما ،جای تو بر سر ما ، ذکر تو همدم ما ، چه سحر ها طلبیدم ز خدا ، با هزاران سخن و ذکر و دعا ، که شوم در ره حجت به رضا بخورم شهد شهادت به صفا ، بکنم جان حقیرم به وفا


 


تا به آن روز گویم ای مهدی بیا


 


 


شاعر : مجید آقا بابا ( شهر ری )


 


     


 


 


+ انتظار فرج

 

چند سئوال در محضر علامه طباطبایی ( ره)

 

سئوال :  راه رسيدن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف چيست ؟

پاسخ علامه (ره)  : امام زمان عليه السّلام خود فرموده است : شما خوب باشيد ، ما خودمان شما را پيدا مى کنيم .

سئوال :  درباره ظهور حضرت ولى عصر عجل الله فرجه الشريف در روايت آمده استلايضهر الا و يظهر الفساد
ظهور نمى کند مگر اينکه
فساد آشکار گردد .
همچنين در احاديث متعدد آمده است
يملا الارض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا (1) بعد از اينکه زمين از ظلم پر مى گردد ، آن را با قسط و داد پر مى کند .
آيا از اين گونه
روايات استفاده نمى شود که نبايد با فساد و ظلم و جور مبارزه نمود ، تا زمينه ظهور حضرتش فراهم گردد ؟

پاسخ علامه (ره)  :  لازمه اين سخن ، حلال شمردن حرام و جواز ترک واجبات است و مسلما حضرت نمى خواهد که فساد کنيم تا بيايد و ما را گردن بزند .

سئوال : آيا روايتى که مى گويد : همه در زمان حضرت مهدى عليه السّلام مسلمان مى شوند (2)  درست است ؟
پاسخ علامه (ره)  : خداوند متعال مى فرمايد :

( ياد کن ) هنگامى را که خدا گفت : اى عيسى ، من تو را بر گرفته ، و به سوى خويش بالا مى برم ، و تو را از ( آلايش ) کسانى که کفر ورزيده اند پاک مى گردانم ، و تا روز رستاخيز کسانى را که از تو پيروى کرده اند فوق کسانى که کافر شده اند قرار خواهم داد . آنگاه فرجام شما به سوى من است ،  پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى کرديد ميان شما داورى خواهم نمود .
ظاهرا روايت فوق مخالف ، با اين قسمت از آيه است که مى فرمايد:   

و جاعل الذين اتبعوک فوق الذين کفرواالى يوم القيامه زيرا اين جمله مى رساند که کفار تو روز قيامت وجود دارند.  در روايتى نيز آمده است که  :حضرت از آنها جزيه مى گيرد.  (3)

سئوال :   آيا در قرآن کريم آيه اى در رابطه با رجعت  وجود دارد؟
پاسخ علامه (ره)  :   چندين آيه در اين رابطه وجود دارد. يکى از آياتى که بر رجعت دلالت دارد، آيه زير است که خداوند متعال مى فرمايد:

و يوم نحشر من کل امه فوجا ممن يکذب . ( نمل : 83 )
و روزى که در آن از هر امتى ، گروهى از کسانى را که آيات ما را تکذيب مى کردند . محشور مى گردانيم ، و نگاه داشته مى شوند تا همه به هم بپيوندند .
مقصود از اين آيه شريفه ، قيامت نيست ، چون با کلمه من  تبعيضيه مى فرمايد:  من کل امه فوجا يعنى از هر امتى ، دسته اى را محشور مى گردانيم . در حالى که قرآن کريم در رابطه با حشر روز قيامت مى فرمايد :

  کهف : 47و همه راگرد مى آوريم و هيچ يک را فرو گذار نمى کنيم .

سئوال :   مقصود از دو تعبير اباب  و رجعت  که در زيارت جامعه مى فرمايد: مؤ من بايابکم ، مصدق برجعتکم  (4)
 
به بازگشت شما ايمان دارم ، و رجعت شما را
تصديق مى نمايم . چيست ؟
پاسخ علامه (ره)  :   منظور از اين دو  اياب و رجعت  يک چيز است ، و مقصود همان رجعتى است که اول امام حسين عليه السّلام بعد حضرت امير المؤ منين عليه السّلام و بعد حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ، بعد باقى ائمه عليهم السلام رجوع مى نمايند ، مى باشد .
سئوال :   بعد از مرگ و انتقال به عالم برزخ ، بازگشت به دنيا و ماده چگونه ممکن است ؟ و اخبار رجعت را چگونه مى شود تصديق کرد؟ (5)

پاسخ علامه (ره)  :  نقل شده که مرحوم سيد نعمت الله جزايزى قدس سره در کتاب الانوار النعمانيه  فرموده است : ششصد نص دينى اعم از آيه ، روايت ، دعا و زيارت در رابطه با رجعت وجود دارد. البته روايات با هم تنافى دارند، ولى روى هم رفته قطعا رجعت به معناى بازگشت به زندگانى دنيا بعد از مرگ را اثبات مى کنند. چنانکه قرآن کريم نيز در موارد متعدد بربازگشتن به دنيا بعد از مرگ تصريح کرده و بر مساءله رجعت صحه مى گذارد. از آن جمله زنده شدن مردگان توسط حضرت عيسى عليه السّلام است . همچنين در قضيه بقره بنى اسرائيل مى فرمايد :

و اذ قتلتم نفسا فاداراتم بقره : 72 و 73
و چون شخصى را کشتيد ، و درباره او با يکديگر به ستيزه برخاستيد ، و حال آنکه خدا، آنچه را کتمان مى کرديد آشکار گردانيد. پس گفتيم : با قسمتى از آن ( گاو سر بريده را به آن مقتول  بزنيد تا زنده شود . اين گونه خدا مردگان را زنده مى کند، و آيات خود را به شما مى نماياند، باشد که بينديشيد.
مقصود از قلنا اضربوه ببعضها دم گاو است ، و نيز در جريان ديگر مى فرمايد:

الم تر الى الذين )بقره : 243آيا از حال کسانى که از بيم مرگ از خانه هاى خود خارج شدند ، و هزاران تن بودند، خبر نيافتى ؟ که خداوند به آنان گفت : تن به مرگ بسپاريد، آنگاه آنان را زنده ساخت ...
همچنين در قضيه حضرت عزيز عليه السّلام مى فرمايد 

فاماته الله ماة عام ثم بعثه...) بقره : 259
پس خداوند او را به مدت صد سال ميراند، آنگاه او را برانگيخت ...
در بعضى از اخبار رجعت نيز آمده است : عمر عالم صد هزار سال است ، هشتاد هزار سال از آن حکومت آل محمد عليهم السلام ، و بيست هزار سال حکومت ديگران است ، تا اينکه در آخر مى فرمايد:  چهل روز مانده به انقراض عالم ، زمين از حجت خالى مى گردد، و هرج و مرج عالم را فرا مى گيرد، و بعد از چهل روز در صور دميده شده و قيامت بر پا مى گردد.  



 

 

 

 

 

 

 

 


+ يا مهدي ادرکني

اللهم عجل لوليک الفرج